سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

133

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

نبوّت منتخبات جزء چهاردهم « 20 حديث » 1 - سپس داود عليه السّلام وفات يافت در حالي كه كنيزى داشت كه هر شب درها را مىبست وكليدها را نزد أو مىآورد وأو به عبادت مىايستاد ، كنيز شبى درها را بست ولى در خانه مردى را ديد ، به أو گفت : چه كسى تو را به خانه وارد ساخت ؟ گفت : من كسى هستم كه بدون اذن بر پادشاهان وارد مىشوم . داود گفتارش را شنيد وگفت : تو فرشتهء مرگ هستى ؟ چرا كسى را به سوى من نفرستادى تا آمادهء مرگ شوم ؟ گفت : ما فرستاده‌هاى زيادى به سوى تو فرستاده‌ايم . گفت : فرستاده ات كيست ؟ گفت : پدرت وبرادرت وهمسايه ات وآشنايانت كجايند ؟ گفت : مردند . گفت : آنان فرستادگان من به سوى تو بوده‌اند كه [ بگويند ] تو هم مىميرى همچنان كه آنان مردند . سپس جانش را گرفت . وقتي مرد ، سليمان پادشاهى وعلم ونبوتش را به ارث برد ، اگر چه داود نوزده فرزند داشت اما تنها سليمان از أو ارث برد وعمر داود هنگام وفاتش صد سال بود ، اين مطلب از پيامبر صلَّى الله عليه وآله صحيح است كه مدت پادشاهيش چهل سال بوده است . 2 - امام صادق عليه السّلام فرمود : خداى عزّ وجلّ به داود عليه السّلام گفت : اى داود ! گناهكاران را بشارت ده وصدّيقان را بترسان . گفت : چگونه گناهكاران را بشارت دهم وصدّيقان را بترسانم ؟ گفت : اى داود ! گناهكاران را بشارت بده كه من توبه شان را مىپذيرم واز گناهشان درگذرم وصدّيقان را بترسان كه به اعمالشان مغرور نگردند چرا كه بنده اى نيست كه براي حساب ، أو را نگاه دارم مگر آنكه هلاك گردد .